تبلیغات
***یادمان باشد سر سجاده عشق، جز برای دل محبوب دعایی نکنیم***

*** عاشقانه ها ***

*** یادمان باشد سر سجاده عشق، جز برای دل محبوب دعایی نکنیم ***

 

مسافر

 

نویسنده:احساس بی احساس

مسافر

مسافر خسته من بار سفر رو بسته بود
تو خلوت آیینه‌ها به انتظار نشسته بود

می‌خواست كه از اینجا بره اما نمی‌دونست كجا
دلش پر از گلایه بود ولی نمی‌دونست چرا

دفتر خاطراتشو ، رو طاقچه جا گذاشت و رفت
عكسای یادگاری‌شو ، برای ما گذاشت و رفت

دل كه به جاده می‌سپرد كسی اونو صدا نكرد
نگاه عاشقونه‌ای برای اون دعا نكرد

حالا دیگه تو غربتش ستاره سر نمی‌زنه
تو لحظه‌های بی‌كسیش پرنده پر نمی‌زنه

با كوله بار خستگی ، تو جاده‌های خاطره
مسافر خسته من ، یه عمره كه مسافره