تبلیغات
***یادمان باشد سر سجاده عشق، جز برای دل محبوب دعایی نکنیم***

*** عاشقانه ها ***

*** یادمان باشد سر سجاده عشق، جز برای دل محبوب دعایی نکنیم ***

 

لحظه شماری

 

نویسنده:احساس بی احساس

لحظه شماری
شب شهر تو هم تاریک و تار است؟
برای دیدنم بی تاب هستی؟
چو می اید ستاره بر لب بام
تو هم مانند من بی خواب هستی؟
دلت می لرزد از نامهربانی؟
صدایت هق هق تلخ جداییست؟
چو می خندی به روی ماه تابان
غمت اندازه ی بی همزبانیست؟
بهارت رنگ پاییز و سکوت است؟
چشمای تو نمی بارد چو بارن نم نم؟
چو از ره می رسی تا منزل خویش
نمی گویی به خود : پس کو حسینم؟!
صدای مرغ حق را می شناسی؟
شب و دریا و طوفان در دلت نیست؟
چو در بستر به سوی خواب ایی
هوای بوسه ی من در سرت نیست؟
نمی خواهی به آغوشم بگیری؟
نمی گیرد دلت هر دم بهانه؟
تو تا تنهای تنها می شوی باز
نمی خوانی به یاد من ترانه؟
چه گویم ؟ ای جدا افتاده از من
منم بی تاب و مست و بی قرارم
برای لحظه ای پیش تو بودن
تمام لحظه ها را می شمارم...